رويدادها
دومین همایش ملی بحران آب
محورهای همايش -------------------------------------------------------------------------------- •بحران آب و محيط زيست •تغيير اقليم، خشکسالی و بحران آب •پيامدهای اجتماعی و اقتصادی بحران آب •مديريت جامع حوضه، آمايش سرزمين و توسعه پايدار منابع آب •مديريت تخصيص و بهره وری آب •حفاظت از منابع آب های سطحی و زيرزمينی •استفاده از آب های نامتعارف •فرهنگ سازی مصرف بهينه منابع آب •انتقال آب بين حوضه ای و بحران آب •آبخيزداری و روش های نوين استحصال آب •قوانين، مقررات و جنبه های حقوقی بحران آب •بحران آب و سلامت •پدافند غيرعامل در مقابله با بحران آب •انرژی و بحران آب تقويم همايش -------------------------------------------------------------------------------- •ارسال متن کامل مقالات: ۹۳/۳/۳۱ •اعلام نتايج داوري مقالات: ۹۳/۴/۳۰ •مهلت ثبت نام در همايش: ۹۳/۰۵/۰۵ •مهلت ثبت نام در کارگاه هاي آموزشي: ۹۳/۰۵/۰۵ •برگزاري همايش: ۱۷ و ۱۸ شهريور ماه سال محل برگزاری همایش -------------------------------------------------------------------------------- شهرکرد، بلوار رهبر، دانشگاه شهرکرد. آدرس: شهرکرد، بلوار رهبر، صندوق پستی ۱۱۵، دانشگاه شهرکرد، تلفن: ۴۴۲۴۴۰۱-۰۳۸۱ ايميل: NCWC۲۰۱۴@gmail.com علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر به ادرس زیر مراجعه فرمایند: http://www.swcc.ir >
BR>
جنگ آب یک موضوع تخیلی برای آینده دورنیست وازهمین حالا نشانه‌های تنش‌ واختلاف‌هادیده میشود
جنگ آب یک موضوع تخیلی برای آینده دور نیست و از همین حالا نشانه‌های تنش‌ها و اختلاف‌ها درباره این مساله به خوبی دیده می‌شود. به گزارش گروه دانش خبرگزاری دانا (داناخبر) اگر همیشه برای جنگ‌ها و لشکرکشی‌ها پای نفت در میان بود در چند سال آینده آب، مساله‌ای خواهد بود که شاید شدیدترین درگیری‌ها در دنیا را رقم بزند. تروریسم را رها کنید جام جم نوشت: القاعده، حملات تروریستی، نبردهای فرقه‌ای و ناآرامی‌های خیابانی را فراموش کنید؛ دهه آینده زمان دشوار جنگ آب‌است؛ سازمان ملل متحد گزارش داده که وضع مصرف آب در جهان اگر همینطور پیش برود تا سال ۲۰۲۵، ۱۸۰۰ میلیون نفر از مردم جهان در کشورها یا مناطقی زندگی می‌کنند که با بحران مطلق کمبود آب مواجه هستند. دوسوم مردم جهان تا ۱۰ سال آینده برای دسترسی به آب سالم دغدغه و دشواری دارند و دیگر آب خوردن برایشان آسان نیست. همین حالا هم اوضاع به هیچ عنوان خوب نیست. علل بحران آب کمبود و بحران آب که حالا پیش‌بینی شده شاید خطری بیشتر از تروریسم را در دنیا به‌وجود آورد، غیراز دلایل طبیعی مانند گرمایش زمین، به‌خاطر افزایش نقش آب در تولید انرژی و استفاده نادرست از منابع آبی به وجود آمده است. 96.7 درصد کل آب‌های کره زمین که روی نقشه‌ها آبی‌رنگ هستند شور و تنها مابقی آن شیرین هستند. اتمام تدریجی منابع آب عکس‌های ماهواره‌ای جدید که ناسا دریافت کرده نشان می‌دهد که منابع زیر زمینی آب همچنان در حال کمتر شدن هستند. وقتی ذخایر روز مبادا تمام شوند آبی که همیشه در ضرب‌المثل‌ها برای خاموشی شعله‌ها معروف بود تبدیل به آتش بیار جنگ میان ملت‌ها خواهد شد. خطر نزدیکتر می شود 1.2میلیارد نفر از مردم جهان همین حالا به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا همه نقاطی هستند که پیش‌بینی بحران آب درباره آنها هر روز به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود. در یک دهه گذشته منابع آب زیرزمینی ۷۰ درصد سریع‌تر از دهه ۱۹۹۰ پمپاژ و استفاده شده‌اند. به گزارش گاردین، سازمان‌های امنیتی آمریکا در پیش‌بینی‌های خود نسبت به‌احتمال درگیری‌های گسترده و حتی حملات تروریستی به‌خاطر منابع آب هشدار داده‌اند. گزارش نگران کننده نهاد های اطلاعاتی آمریکا در گزارش سال ۲۰۱۲ رییس سازمان اطلاعات ملی آمریکا که زیرمجموعه آن ۱۶ نهاد اطلاعاتی فعالیت می‌کنند اعلام کرده بود که سو مصرف آب و کمبود منابع آن در نقاط مختلف جهان به‌صورت بالقوه می‌تواند عامل جنگ و حملاتی باشد که امنیت ملی آمریکا را در معرض خطر قرار خواهد داد. آمریکا هم کم آبی دارد هر چند با آمدن نام بحران آب همه یاد مناطق دورافتاده آفریقا می‌افتند اما کشوری مانند آمریکا هم با مشکلات گسترده‌ای در این رابطه دست و پنجه نرم می‌کند. همین چند وقت پیش بود که با کاهش شدید منابع زیرزمینی آب در ایالت کالیفرنیا فرماندار این ایالت اعلام کرد که باید مصرف در این منطقه حداقل ۲۰ درصد کاهش پیدا کند. در گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا با توجه به کاهش شدید آب در دجله و فرات، ایران، ترکیه، عراق، اردن پیش‌بینی شده که کشورهای مختلف جهان مانند آمریکا طی ۱۰سال آینده با مشکلات آب دست و پنجه نرم می‌کنند که تنش‌ها در مناطق مختلف دنیا را بیشتر می‌کند و علاوه بر درگیری کاهش همکاری کشورها با یکدیگر را رقم می‌زند. نیروهای حافظ آب تشکیل دهید با وجود همه تلاش‌های صورت گرفته هنوز هیچ نظام و سازمان جدی‌ای برای تنظیم مصرف منابع آبی در میان کشورها وجود ندارد و برخی حتی با پیش‌بینی جنگ میان کشورها پیشنهاد تشکیل نیروهای کلاه سبز(معادل نیروهای حافظ صلح کلاه آبی سازمان ملل) را داده‌اند. کاهش آب می‌تواند علاوه بر این با کاهش تولید غذا و انرژی مناطق و دولت‌های مختلف را دچار مشکلات کند. جنگ آب یک موضوع تخیلی برای آینده دور نیست؛ از همین حالا نشانه‌های تنش‌ها و اختلاف‌ها درباره این مساله به خوبی دیده می‌شود. آغاز تنش های جدی بین کشورها شاید بهترین نمونه در این رابطه در سال گذشته میلادی اختلاف میان مصر و اتیوپی بر سر آب نیل بود که 2 کشور را حتی تا آستانه یک درگیری نظامی پیش برد. امارات که با افزایش جمعیت روبه‌روست به‌دنبال دست‌پیدا کردن به منابع آب بیشتر است و به همین‌خاطر شیخ محمد بن زاید النهیان، ولیعهد ابوظبی به تازگی اعلام کرد که آب برای این کشور حالا از نفت هم مهم‌تر است. مقام‌های اردن که دچار مشکلات زیاد کمبود آب است هشدار داده‌اند که جنگ آب می‌تواند حتی خونبارتر از بهار عربی باشد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی ۳ برابر فلسطینی‌ها از منابع آب استفاده می‌کنند و به همین‌خاطر نحوه استفاده از منابع آبی یکی از اختلاف‌های همیشگی تشکیلات خودگردان با این رژیم بوده است. ۱۰ سال دیگر را دوره سرنوشت برای جهان قلمداد کرده‌اند. علاوه بر درگیری‌های داخلی کشورها همه نگران جنگ بین کشورها بر سر منابع آب هستند تا حالا دیگر آب حتی بدتر از نفت آتش بیار جنگ در جهان باشد . BR>
BR>
راهبردی برای مدیریت خطر آب و هوایی
راهبردی برای مدیریت خطر آب و هوایی ما در دوره ای زندگی می کنیم که تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت های انسان به چالشی عظیم مبدل شده است. اگرچه تمامی پیامدهای این روند در آینده مشخص نیستند، طیف وسیعی از نتایج واقعی جدی بوده و سناریویی که در آن تاثیری از تغییرات آب و هوایی وجود نداشته باشد، بعید است. در همین راستا، خطرات – برای تجارت، جوامع، و محیط زیست – فراگیر هستند. سرمایه گذاری در مدیریت این خطرات می تواند موثر و مقرون به صرفه باشد. در حقیقت، برخی از واکنش ها نسبتا ارزان و کم هزینه در نظر گرفته می شوند. موارد دیگر که نیازمند منابع بیشتر هستند می توانند به عنوان سرمایه گذاری هایی که نه تنها حفاظت در برابر تغییرات آب و هوایی، بلکه رقابت پذیری بیشتر، توسعه و امنیت را در پی دارند، محسوب شوند. جهان در حال گرم شدن است و شواهد علمی غیر قابل انکاری نقش انسان به عنوان عامل اصلی در این زمینه طی چند دهه گذشته را تایید کرده اند. همچنین، در تداوم روند تغییرات آب و هوایی با توجه به آهنگ پیش بینی شده انتشار گازهای گلخانه ای که گرما را به دام می اندازند، تردیدی وجود ندارد. درک علمی از تغییرات آب و هوایی همچنان در حال پیشرفت است، اما عدم قطعیت در برخی بخش ها وجود دارد که خطرات رویدادهای غافلگیر کننده بزرگ، پیچیدگی ها و یا تعامل های غیر منتظره را شامل می شود. آثار تغییرات آب و هوایی که تا پیش از این رخ داده اند گسترده و قابل توجه بوده و کشاورزی، سلامت انسان، زیست بوم های زمینی و دریایی، منابع آب و برخی صنایع را تحت تاثیر قرار داده اند. این آثار در مناطق استوایی تا مناطق قطبی، از جزیره های کوچک تا قاره های بزرگ و از کشورهای ثروتمند تا کشورهایی فقیر قابل مشاهده هستند. اما تغییرات آب و هوایی آینده بر مردم، اقتصادها و محیط زیست در نقاط مختلف به گونه ای متفاوت تاثیرگذار خواهد بود. برخی با خطرات ناشی از رویدادهای شدید آب و هوایی شامل امواج گرما، بارش های سنگین و توفان های نیرومند مواجه خواهند شد. برخی دیگر با خطرات شرایطی چالش برانگیزتر برای کشاورزی، شیلات، حمل و نقل و … مواجه خواهند شد. خطرات برای سلامت انسان و امنیت به واسطه رشد کمبود مواد غذایی و آب افزایش خواهد یافت. در شرایطی که برخی آثار آینده تغییرات آب و هوایی تقریبا قطعی هستند، برخی دیگر غافلگیر کننده خواهند بود. سطح خطر با سه عامل کنترل شده اند. نخست، رویداد و یا جریان آب و هوایی – به عنوان مثال امواج گرما، باران سنگین و یا خشکسالی تدریجی. دوم، در معرض بودن: چه تعداد از مردم و دارایی ها در مکان نادرست در زمان نادرست قرار دارند؟ سوم، آسیب پذیری و یا فقدان آمادگی. این سه عامل به همراه هم میزان خطر را تعیین می کنند که با رویدادهای مکرر و یا شدیدتر بیشتر، تعداد بیشتر مردم و دارایی هایی که در معرض قرار گرفته و یا آمادگی کمتر افزایش می یابد. تداوم انتشار مقادیر قابل توجه گازهای گلخانه ای به گرمایش هر چه بیشتر در آینده منجر خواهد شد. این مساله تکرر و شدت محرک های آب و هوایی را افزایش خواهد داد. تلاش های گسترده در راستای کاهش انتشار این گازها می تواند به کاهش گرمایش و خطرات آن در آینده کمک کند. در حقیقت، پیشرفت در کاهش انتشار گازهای گلخانه ای بخشی مهم از واکنش ما به تغییرات آب و هوایی محسوب می شود، اما کل راه حل نیست. سرمایه گذاری های مورد نیاز برای رسیدگی موثر به تغییرات آب و هوایی نیز ضروری هستند. این سرمایه گذاری ها طی چند دهه آینده از اهمیت ویژه ای برخوردارند زیرا دوره بیشترین میزان تغییرات آب و هوایی ناشی از انتشارات گذشته و زیرساخت های موجود را تجربه خواهیم کرد. تقریبا در هر نقطه ای از جهان، آموزش بهتر، آمادگی و ارتقا زیرساخت ها می تواند بخشی از روش هایی باشند که به بهبود اقتصادها و تقویت انسجام جامعه منجر شده، در شرایطی که خطر تغییرات آب و هوایی کاهش می یابد. تغییرات آب و هوایی خطراتی واقعی و فراگیر را ایجاد کرده است. اگر باهوش و آینده نگر باشیم رسیدگی به این خطرات می تواند فرصت هایی واقعی را نیز ایجاد کند. منبع:زیست نیوز . BR>
BR>
نگاهی به تاریخ علم هواشناسی
نگاهی به تاریخ علم هواشناسی هواشناسی به عنوان علم شاخه ای از علم فیزیک است در گروه علوم زمین یعنی علومی که کره زمین را مطالعه و بررسی می نمایند . اما هواشناسی بعنوان خدمات و حرفه شاخه ای است از علوم فنی و مهندسی که با اندازه گیری ، جمع آوری داده . و پردازش داده با هدف تجزیه وتحلیل اتمسفر زمین سرو کار دارد و با فن آوری های جدید همواره ارتباط داشته است . کنجکاوی انسان برای فهم علت تغییرات هوا سابقه ای تاریخی دارد . تغییرات هوا انسان را همواره شگفت زده می کرد و هنوز هم مایه اعجاب انسان است . هیچ نیرویی در طبیعت به اندازه نیروهای اتمسفر زمین که گاهی لجام گسیخته رها می شوند قوی و قدرتمند نیستند . توفان های شدید با وزش باد شدید و بارندگی های سیل آسا و ایجاد سیل های مهیب انسان را همواره مرعوب و مجبور به پناه گیری و فرار نموده است و امروزه هم به نحوی این ماجرا ادامه دارد . نام علم هواشناسی Meteorology به جای مانده از یونان باستان است . یعنی در زمانیکه هنوز شاخه های علوم از هم جدا نشده بودند و فلسفه و علم دارای مرز مشخص نبودند . اما یونانیان باستان بطور مشخص به جو زمین توجه نموده و تلاش کرده اند تا آنرا توضیح دهند . هر چند این توضیح ها بسیار مبهم و مه آلود بوده است بطوریکه عرصه هواشناسی و ستاره شناسی از هم جدا نشده وMeteoro در اصل به معنی شهاب است و Meteorolog علم شناخت ریزش های جوی اعم از بارندگی ها و شهاب ها بوده است . گستره عظیم اتمسفر میدانی نبود که انسان به سادگی حریف شناخت آن شود . از اولین پیشرفت های واقعی انسان در شناخت قانونمندیهای جو شناخت هندسه زمين و خورشید است . زاویه ارتفاع خورشید و نوسان سالانه آن ، شناخت مدارات استوا و راس السرطان (سر خرچنگ ) و راس الجدی (سر بزغاله) و مدارات قطبی که همه مدارات بحرانی و گر هی در توزیع انرژی برگرفته از خورشید در زمین اند راه را برای شناخت اقلیمی آب وهوا فراهم نمود این شناخت در تاریخ علمی کشور ما شاخص است تقویم جلالی بهترین انطباق را با هندسه چرخشی زمین و خورشید دارد . تقوم جلالی با نام حکیم عمر خیام گره خورده است . نوروز و مهرگان در اعتدالین سال قرار دارند . روز اول فروردین و روز اول مهر زمان هایی هستند که تابش خورشید در دو نیمکره شمال و جنوب زمین یکسان توزیع می گردد . روز اول تیر خورشید در عرض جغرافیایی راس السرطان (45/23) عمود می تابد و روز اول دی خورشید در 5/23 جنوبی عمود است . البته بدلیل کبیسه بودن بعضی سالها ممکن است این تاریخ ها هر چند سال یکبار یک روز پس و پیش شوند در قدیم الایام سال 360 روز بوده و 5 روز از آن را در بهار پنجه تار می نامید ند و می گفتند این 5 روز جزو هیچ حسابی نیست . بدلیل پیشرفت در شناخت تغییرات اقلیمی گاهی به سؤالات اقلیمی در گذشته پاسخ های درست داده می شد . مثلاً اگر سؤال می شد که آب وهوای کرمانشاه چگونه است . جواب کیفی نسبتاً نزدیکی به این سؤال داده می شد . اما اين پرسش در گذشته پاسخ كمي دريافت نمي كرد. زیرا هیچ عامل جوی در گذشته شناخته شده نبود و اندازه گیری نمی شد . عوامل جوی یعنی دما، فشار، میزان بخار آب موجود در جو (رطوبت )، میزان ابر ، و نوع آن ، میزان بارندگی ، نوع پدیده جوی و سمت و سرعت باد و..... در گذشته بخوبی شناخته شده نبودند . هوا توضیحات کیفی مانند سردی و گرمی ، خشکی و رطوبت و بادخیزی داشتند كه همه جملات کیفی بودند که حد و مرزی مشخص نداشتند . سردی هوا ممکن بود برای فرد دیگری سردی بحساب نیاید و بنابراین پیشرفت در عرصه هواشناسی طی قرنها متمادی بسیار کند و بطئي بود و پاسخ به این سؤال که یک ساعت دیگر هوا چگونه خواهد بود یعنی دمای هوا سمت وسرعت باد میزان ابرناکی ، وضعیت بارندگی وسایر پدیده های جوی و .....چگونه خواهد بود بسیار دیر از طرف انسان جواب گرفت . مقدمات این جواب تاریخی چگونه فراهم آمد . سال 1643 در تاریخ هواشناسی سال مهمی است در این سال توریچلی بارومتر (فشار سنج ) را اختراع نمود جو زمین بسیاری از ویژگی های رفتاری را در قالب تغییرات فشار هوا نشان می دهد . واین پیشرفت مهمی در شناخت جو بود . در همان نیمه دوم قرن هفدهم بود که مجموعه ای از ادوات اندازه گیری عوامل جوی بتدریج اختراع و تکمیل شدند . دماسنج ها بوسیله پزشکان ، باد سنج ها بوسیله دریانوردان ، اندازه گیری باران توسط برخی افراد علاقمند (اندازه گیری باران در چین و کره دارای سابقه 1000 ساله است ) گسترش یافتند . بنابراین کم وبیش شرایطی لازم برای اندازه گیری فراهم آمد (در آمار ایستگاههای هواشناسی سابقه های طولاني مانند 230 ساله ایستگاه وین در اطریش امروزی وجود دارد) سرتاسر قرن هفدهم و هیجدهم و نوزدهم جو زمین میدان آزمایش کنجکاوی های دانشمندان بود . پا به پاي علوم مختلف که دوران شکل گیر ی و انشقاق را طی می نمودند و هر چه بیشتر تخصصی تر می شدند ضرورت شکل گیری هواشناسی نيز فراهم آمد . فیزیک و هواشناسی هر چند از هم جدا ناپذیرند اما بدلیل ویژگی های جو زمین که با کره زمین ارتباط دارد پیشرفت در هواشناسی لازمه اش داشتن مجموعه ای از دانش های دیگر مانند جغرافیا ، نجوم و راضیات و همچنین بهره گیر ی از فن آوری برای ایجاد ادوات اندازه گیری بود . اندازه گیری عوامل جوي زمین بصورت نقطه ای هرچند پیشرفت مهمی محسوب می شد اما برای درک تحولات جو بسیار ناقص بود . جو سامانه ای بسیار عظیم و بهم پیوسته است که در اطراف زمین مطابق قانونمندیهای خود در حرکتی مداوم و لاینقطع است . اینکه در چند نقطه محدود با اندازه گیری عوامل جوی این انتظار ایجاد شود که در مورد نحوه تغییرات کلی اتمسفر شناخت کلی ایجاد شود انتظار درستی نیست . سال 1848 سال مهم دیگری برای هواشناسی بود تا سال 1848 شناخت انسان از اتمسفر قابل ملاحظه شده بود بالن های زیادی در نیمه دوم قرن هیجدهم و نیمه اول قرن نوزدهم لایه های پایین اتمسفر را اندازه گیری نموده بودند و اما در اقیانوس جو زمین این تلاش 200 ساله هنوز بسیار کم و ناچیز بحساب می آید . در سال 1848 با اختراع مورس و تلگراف این امکان برای انسان ایجاد شد که از عوامل جوی نقاط دیگر تقریباً همزمان مطلع گرد یعنی مقدمات واقعی پردازش داده های یک شبکه ایستگاههای هواشناسی فراهم آمد . اولین شبکه ایستگاههای هواشناسی که شروع به آمار برداري منظم نمودند در سال 1852 در محدوده کوچکی از اروپا شکل گرفت . شاید این سؤال طرح شود که چه انگیزه هایی پشت این تلاش ها بوده است من پاسخ های زیادی برای این سؤال دارم اما فکر می کنم که علاوه بر انگیزه های مادی مانندعلت های سوق الجیشی و نظامی و دریانوردی ارضای حس کنجکاوی دیر پای انسان برای شناخت اتمسفر بسیار قوی ونیرومند عمل نموده است . در تاریخ علوم همواره شگفتی وجود دارد . انسانهایی که در درجه اول عاشق بوده اند و قدرتمند، که تسلیم نا امیدی نشده و به تلاش خود ادامه داده اند اما جو زمین به نظر من در ورای همه عرصه های مشکل قرار دارد . تلاش برای شناخت این اتمسفر به یک تهور و شجاعت تاریخی نیاز داشته است این شبکه های اولیه ایستگاههای هواشناسی را باید از مظاهر عملکرد این شجاعت ها بحساب آورد . داده در مرکز شاخه جدید مهندسی هواشناسی قرار گرفت طبیعتاً روشهای فنی به کندی تدوین شدند. همزمان با آن پیشرفت علم فیزیک خود به شناخت ماهیت بسیار ی از عوامل جوی و قانونمندیهای جو زمین کمک می کرد و در فاصله 1848 تا 1948 علم کلاسیک هواشناسی شکل گرفت . روشهای فنی مهندسی تجزیه وتحلیل داده ها تدوین شدند ایستگاههای هواشناسی در سرتاسر جهان شروع به شکل گیری و آماربرداری نمودند در شاخه مهندسی هواشناسی رشته هواشناسی سینوپتیک (شاخه همزمان جوزمین) دستاوردهای زیادی داشت هوا نوردی هم به نیازهای جدید انسان برای شناخت رفتار جو اضافه شده بود . و روشهای جدید و مدرن را طلب می کرد . بعضی از سرویسهای هواشناسی در جهان شروع به صدور پیش بینی جوی نموده بودند و در این زمینه بویژه برای 24 ساعت اول کم وبیش اعتماد به نفس خوبی کسب نموده بودند . اما جو زمین را بسیار پیچیده تر از آنچه می پنداشتند یافتند . گاهی امور خوب پیش می رفت اما گاهی هم که کم نبودند همه رشته ها پنبه می شد . و به همین دلیل پیش بینی های کلاسیک بیشتر مایه خنده وسرگرمی را فراهم می آورد . تنها خود هواشناس ها بودند که می دانستند چه دستاوردهای عظیمی داشته اند . اما آنچه که بعنوان محصول به بیرون داده می شد هنوز مورد پسند مشتری قرار نمی گرفت . سال 1948 نیز سال مهمی در پیشرفت هواشناسی بود . سالی که کامپیوتر نسل اول پا به عرضه وجود گذاشتند . شاید این یک اتفاق تاریخی بود که ون- نیومن طراح اصلی سیستم های نسل اول کامپیوتر با برخی از هواشناس های اروپایی که آنزمان در آمریکا بودند . در دانشگاه پرنیستون آمریکا مناسبات نزدیک داشت و اولین کامپیتر های نسل اول اطلاعات هواشناسی را پردازش نمودند . دوران جدیدی در تاریخ علم هواشناسی شروع شده بود . دورانی که انسان چشم انداز غلبه بر مشکل قدیمی شناخت پیچیدگی های اتمسفر پیش روی خود یافت اما این دوران نیز حداقل 40 سال به طول انجامید و تنها در اواخر دهه هشتاد در اوایل دهه نود قرن گذشته بود که تلاش هایی بی وقفه و مداوم دانشمندان هواشناسی به ثمر نشست و مدل هایی که رفتار جو زمین را به صورت عددی و مجازي شبیه سازی می نمودند جوابهای قابل قبولی را ارائه نمودند . در حال حاضر انواع مدل های پردازش جو زمین را بصورت مجازی بازسازی نموده و رفتار و تغییرات آن در دوره زمانی 15 روز آینده برون یابی زمانی می نمایند . در ادامه این مطلب به توضیح بیشتر مبانی علمی و مهندسی محاسبات عددی عظیم و نجومی جو زمین در مدل های پیش بینی (prognosis ) می پردازیم. که به راستی دستاوردهای این عرصه کمتر از سايرکارهای بزرگ انجام گرفته در دنیا نیست . BR>
BR>
یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال
یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال در معارف اسلامى آمده هر روزى که در آن گناه صورت نگیرد عید است چنان که امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: "کل یوم لا یعصى اللّه فیه فهو یوم عید"(1) اما در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگى خاصى برخوردارند مهم‌ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادى دارند روز ولادت پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز از اعیاد مهم اسلامى به شمار مى‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع مى‌شود، از جمله اعیادى است که جنبه ملى داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنى اسلام قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزى براى حضرت على علیه‌السلام هدیه نوروزى آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: اى امیرالمؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را براى ما نوروز قرار بدهید.(2) امام صادق علیه‌السلام درباره این عید فرموده‌اند: "... و هیچ نوروزى نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجى نباشیم زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ما است."(3) امام خمینى قدس‌سره در یکى از پیام‌هاى نوروزى مى‌فرماید: "این عید هر چند یک عید اسلامى نیست، ولى اسلام آن را نفى نکرده است."(4) مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما درباره روز اول سال (نوروز) چیست؟ چنین نوشتند: نوروز مقتضاى جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا؛ و بر این اساس روایاتى از اهل‌بیت علیهم‌السلام درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده‌اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده‌اند و... .(5) در این مقال بر آنیم تا درباره دعاى تحویل سال به چهار نکته اشاره کنیم: نکته اول: تعریف و حالات قلب واژه قلب 132 مرتبه در قرآن آمده است و در دو معنى استعمال مى‌شود: 1. عضوى که در سمت چپ بدن قرار گرفته و خون را تصفیه و به همه بدن پمپاژ مى‌کند. 2. روح و نفس که هدایت‌کننده همه اعضاء و جوارح بدن است. قلبى که در دعاى مذکور آمده از نوع دوم، است که داراى حالات مختلف بد و خوب مى‌باشد: "حالات خوب قلب" 1. قلب سلیم و پاک؛ على علیه‌السلام مى‌فرماید: خداوند وقتى نسبت به بنده‌اى اراده خیر کند قلب سلیم روزى او مى‌گرداند.(6) 2. قلب مطمئنه؛ قرآن مى‌فرماید: "اَلا بذکر اللّه تَطمئن القلوب"(7)، همانا با یاد خداوند دل‌ها آرام مى‌گیرد. 3. قلب نورانى؛ از رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در مورد شرح صدر سؤال شد که چیست؟ فرمود نورى است که خداوند در قلب مؤمن قرار مى‌دهد و به وسیله آن سینه‌اش وسعت مى‌یابد.(8) "حالات بد قلب" 1. قساوت قلب؛ این حالت همراه با بى‌تفاوتى نسبت به احکام خداوند به وجود مى‌آید، قرآن مى‌فرماید: “و جعلنا قلوبهم قاسیة”(9)، دل‌هاشان را سخت گردانیدیم. 2. کور شدن قلب؛ شرّالعمى عمى القلب؛ بدترین کورى، کورى قلب است. 3. انحراف قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فلمَا زاغوا ازاغ اللّه قُلُوبهم"(10)، باز چون از حق روى گردانیدند خدا هم دل‌هاى بى‌نورشان را از سعادت و اقبال بگردانید. 4. مریض شدن قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فى قلوبهم مرض"(11)، دل‌هاى آنها (منافقین) بیمار است. ‌ ‌ در چنین حالاتى باید گفت که قلب مرده است. عواملى براى به وجود آمدن حالات بد و منفى در قلب وجود دارد که به برخى از آنها اشاره مى‌شود: 1. گناه؛ در مناجات مى‌خوانیم “و امات قلبى عظیم جنایتى”(12) اى خدا گناهان بزرگ، دل مرا میرانده است” در روایتى پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرماید: گناه بر روى گناه قلب انسان را مى‌میراند.”(13) 2. دلبستگى به دنیا؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “و اماتت الدنیا قلبه”(14)، دنیا قلب او را میرانده است. امام صادق علیه‌السلام نیز قلب سالم را قلبى مى‌دانند که از دنیا دوستى سالم باشد.”(15) 3.پرخورى؛ از پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده است که فرمودند: با خوردن آب و غذاى فراوان دل را نمیرانید، چون دل مانند کشتزار است که اگر آب فراوان به آن داده شود مى‌میرد.(16) عواملى نیز براى به وجود آمدن حالات خوب در قلب وجود دارد، از جمله: 1. توبه از گناه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: توبه دلها را پاکیزه مى‌کند و گناه را مى‌شوید.(17) 2. انجام عبادت از قبیل نماز و روزه؛ 3. یاد مرگ؛ 4. قرآن خواندن؛ پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: قلب‌ها زنگار مى‌بندند. مانند زنگ زدن آهنى که آب به آن برسد. گفته شد جلاى این‌گونه قلب‌ها به چه وسیله‌اى ممکن است؟ فرمودند: زیاد یاد کردن مرگ و خواندن قرآن.(18) 5. یاد خدا؛ حضرت على علیه‌السلام خطاب به فرزندشان فرمودند: تو را سفارش مى‌کنم به این که قلب خود را با یاد خدا آباد کنى.(19) 6. شنیدن موعظه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: قلب خود را به وسیله موعظه زنده کن.(20) 7. کم خوردن؛ پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: هر که خوراکش کم باشد بدنش سالم و دلش پاک مى‌گردد.(21) 8. هم‌نشینى با اهل معرفت؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “دیدار اهل معرفت آبادانى قلب است.”(22) 9. هم‌نشینى با عاقلان؛ حضرت على علیه‌السلام در جاى دیگرى مى‌فرمایند: آبادانى قلب‌ها در هم‌نشینى عاقلان است.(23) نکته دوم: چرا باید هنگام تحویل سال دعا کنیم؟ از آنجا که با سپرى شدن زمستان و ورود فصل بهار، طبیعت از حالت مردگى بیرون آمده و به سمت سرسبزى پیش مى‌رود، ما هم از حالت مردگى بیرون بیاییم و از خدا بخواهیم که حال ما را بهترین حالات قرار بدهد. نکته سوم: بهترین حال کدام است؟ صلاح و فساد انسان بستگى به قلب او دارد، اگر قلب و تمام وجود انسان متوجه خدا باشد، این بهترین حال براى او است که در این صورت مى‌گویند قلبش زنده است. از جمله نشانه‌هاى آن این است: 1. رحم او زیاد بوده و به فکر دیگران است؛ لذا اگر مشکلى را از یک انسان مشاهده کرد، بى‌تفاوت از کنار آن نمى‌گذرد، بلکه در حد توان جهت رفع آن کوشش مى‌کند. 2. اشک چشم او زیاد است؛ مثلاً با شنیدن مصایب اهل‌بیت علیهم‌السلام اشک او سرازیر مى‌شود. 3. از شب اول قبر مى‌ترسد؛ لذا تلاش مى‌کند خود را آماده نماید. نکته چهارم: وظیفه ما هنگام تحویل سال و آداب عید در ایام عید وظایفى داریم که رعایت آنها سبب رشد و تعالى ما مى‌شود که در اینجا به برخى از آن وظایف اشاره مى‌کنیم: 1. . خواندن نیایش تحویل سال؛ با نو شدن طبیعت، از صمیم دل این ندا را برآوریم که: "یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال" اى قلب کننده قلب‌ها و چشم‌ها؛ اى تدبیر کننده شب و روز اى متحول کننده حالات، حال ما را به بهترین حالات متحوّل کن. 2. پوشیدن لباس تمیز؛ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "هنگامى که نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه‌ترین لباس‌هاى خود را بپوش و با خوش‌بوترین عطرها خود را معطر ساز."(24) 3. گشایش در زندگى خانواده؛ برخى سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشایش در زندگى در ایّام عید فرا خوانده تا خاطره‌اى شیرین و به یاد ماندنى براى اهل خانه به جاى ماند و حالت جشن و شادى پیدا کند. روزى شهاب به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد: “حق زن بر شوهرش چیست؟” حضرت ‌فرمودند: “...هر میوه‌اى که مردم از آن مى‌خورند، باید به اهل خانه خود بخوراند و خوراکى را که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمى‌رساند، در ایام عید براى آنان تهیه کند.”(25) 4. روزه گرفتن و برپایى نماز؛ امام ششم علیه‌السلام فرمودند: “چه خوب است که در این روز روزه‌دار باشیم.”(26) دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعاى مخصوص این روز هم مورد سفارش قرار گرفته است. 5. درس عبرت گرفتن؛ توجه کنیم که وارد بهار شده‌ایم و باید از این دگرگونى طبیعت درس عبرت بگیریم. 6. دید و بازدید؛ از دیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است. معصوم علیه‌السلام در این باره مى‌فرماید: “این روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر را ملاقات مى‌کنند تا ...”(27) دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان عزیز؛ و شادباش گفتن سال نو به آنها در این ایام، داراى اهمیت فوق‌العاده‌اى مى‌باشد. 7.‌ ‌بررسى اعمال گذشته؛ بررسى کنیم که یک سال را چگونه سپرى کردیم و محاسبه‌اى انجام دهیم که چه قدر گناه کرده‌ایم، آبروى چند نفر را بردیم و چقدر کار خیر انجام داده‌ایم؟ اگر اوصاف زشتى در ما هست، در رفع آنها بکوشیم و اگر کارهاى خیرى انجام داده‌ایم، کوشش کنیم که در آینده مداومت داشته باشد. ‌ ‌ 8. کینه‌ها را از دل برکنیم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنیم و همراه با باران بهارى زنگار کینه‌هاى گذشته را از دل برکنیم و سعى کنیم این قدرت روحى را در برابر افردى که با آنها دشمنى داریم، بیشتر کنیم و محبت آنها را در قلب خود ایجاد کنیم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدى کرده باشند. 9. با کسانى که کدورت داریم آشتى کنیم؛ مؤمن باید سعى کند جلوى کدورت‌ها را بگیرد و این ایام فرصت خوبى براى زدودن کدورت‌هاست، لذا آشتى با آنها خدا را خشنود و پشت شیطان را به خاک مالیده و بنده خدا را خوشحال مى‌کند. 10. رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتى حضرت امام رضا علیه‌السلام از اهمیت والایى برخوردار است. 11. رسیدگى به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادى خودمان شریک نمائیم. 12. دورى از اسراف؛ از جمله امورى که توجه بدان لازم و ضرورى مى‌باشد، این است که در مهمانى دادن و پذیرایى، از اسراف جلوگیرى کنیم و بدانیم کمال ما در ولخرجى و سفره‌هاى رنگین آن‌چنانى نیست. حجةالاسلام رضا باقى‌زاده.BR>
BR>
قرآن کریم سند نهایی وحی مشتمل بر گزاره هایی توصیفی از طبیعت و دستوری نسبت به رابطه انسان
قرآن کریم مهمترین و کاملترین کتاب الهی، متضمن واژگان کلیدی است که در شناسایی محیط زیست و عناصر شکل دهنده ی آن و ارشادات اخلاقی و الزامات حقوقی مربوط به آن مؤثر است؛ واژه های خلقت، رحمت، آیه، خلافت، مالکیت از جمله کلماتی هستند که موضع قرآن کریم در این زمینه را نشان می دهند. ۲٫ ۱٫ خلقت مبدأ پیدایش آفرینش، خداوند متعال است. قرآن کریم حمد و ستایش را مخصوص خداوندی دانسته است که خالق آسمان ها و زمین است.«الحَمدُلِلَهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الأرضَ…»؛ (انعام، ۱) بنابراین پدیده ها و آفریده ها از حسن و زیبایی آفرینشی برخوردارند. زیبایی و حسن آفرینشی موجودات ناشی از آن است که آنها در بستر عدالت آفریده شده اند چنانکه رسول اکرم (ص) فرمود: «بالعدل قامت السموات و الأرض»؛ (بان ابی جمهور، ۱۴۰۵، ج۴، ص۱۰۳، ح۱۵۰) و اصولاً عدل ترازوی خداوند در امر آفرینش است. «وَ السّماءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ المِیزَانَ» (الرحمن، ۷) و خلقت بر اساس حق که ملازم عدل است شکل گرفته است: «مَا خَلَقنَا السَّمَواتِ وَالأرضَ وَ مَا بَینَهُمَا إِلّا بِالحَقِّ…»؛ (احقاف، ۳) لذا خداوند بر اساس حق و عدالت هر موجودی که شایستگی آنرا داشت، از لطف خود بهره مند ساخت و آنرا در مسیر تکامل خود هدایت فرمود. «رَبُّنَا الَّذِی أَعطَی کُلَّ شَیءِ خَلقَهُ ثُمَّ هَدَی »؛ (طه، ۵۰) بر این اساس آفرینش هستی و طبیعت، قابل ستایش است. طبیعت و محیط زیست از مصادیق آفریده هایی است که اساس آفرینش آنها بر تعادل، حسن و زیبایی است، لذا دستگاه خلقت ما را به شناسایی تعادل زیستی طبیعت و حفظ زیبایی های آن به عنوان یک حق اساسی و بنیادین رهنمون می شود و از آفرینش موجودات زنده در می یابیم که آنها از استعداد زیستن و بقا برخوردارند؛ این استعداد طبیعی مهمترین سند برای شناسایی حق تعادل اکولوژیک برای آنهاست. لذا حق محیط زیست که از منظر قرآن کریم ناشی از اعطای خلقت و هدایت موجودات است یک حق فراگیر برای هر موجود زنده ، از جمله بشر به شمار می آید. ۲٫ ۲٫ رحمت بر اساس آیات قرآن کریم همه ی موجودات آفرینش از رحمت الهی بهره مندند.«…وَ رَحمَتِی وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ…»؛ (اعراف، ۱۵۶) «…رَبَّنَا وَسِعتَ کُلَّ شَیءٍ رَّحمَهً وَ عِلمًا…»؛ (غافر، ۷) در متون دینی بر فراگیری رحمت خداوند بر همه اشیاء تأکید شده است، «اللهم إنی اسئلک برحمتک الّتی وسعت کلّ شیء»(۱) و از مهمترین ویژگی این رحمت تقدم آن بر غضب الهی است، «یا من سبقت رحمته غضبه».(۲) لذا رحمت سابقه الهی یک جریان فراگیر و ثابت است و بنابراین می توان گفت در نظام آفرینش و طبیعت، رحمت است که اصالت دارد. (مطهری، ۱۳۵۳، ص۲۴۶) یکی از جلوه های رحمت الهی نمود تطهیر طبیعت است. دستگاه آفرینش دارای ویژگی تطهیر است. در طبیعت شواهدی بر نهادینه بودن این خصیصه مشهود است؛ مثلا اینکه دریاها و گیاهان گاز انیدرید کربنیک هوا را می گیرند و جو را تصفیه می کنند، اگر هوا به وسیله ی پالایشگاه نهادینه شده در دل محیط زیست پالایش نمی شد جو زمین در مدت کوتاهی صلاحیت زیستگاهی خود را از دست می داد؛ زیرا تنفس در آن غیر ممکن می گشت. تجزیه لاشه های حیواناتی که می میرند و تجزیه زوایدی که از موجودات زنده دفع می گردد یک نمونه دیگر از پالایش و تطهیر طبیعت و محیط زیست است. غلبه رحمت خداوند در نظام طبیعت و محیط زیست پشتوانه اصالت سلامت و پاکیزگی در آن است. لذا کتاب آفرینش طبیعت و محیط زیست، مرجع صلاحیت دار برای شناسایی حقوق واقعی موجوداتی است که در محیط زیست زندگی می کنند یا در آینده خواهند زیست. حق برخورداری از سلامت و پاکیزگی، از حقوق اولیه محیط زیست طبیعی و انسانی به شمار می آید. لذا هر گونه فعالیت صنعتی و اقتصادی تنها در صورت عدم مغایرت با اصل سلامت و پاکیزگی محیط زیست قابل پذیرش است. در متون دینی، خداوند پاکیزه و دوستدار پاکیزگی معرفی شده است (نهج الفصاحه، شماره ۷۰۳) و بهشت را تنها برای پاکیزه ها مهیا نموده (نهج الفصاحه، شماره ۶۱۲) و بر تحصیل حداکثر پاکیزگی تأکید ورزیده و اساس اسلام را پاکیزگی دانسته است .(نهج الفصاحه، شماره ۱۱۸۲) ۲٫ ۳٫ آیه قرآن کریم آسمان ها و زمین را آیه عظمت خداوند می داند.«خَلَقَ اللهُ السَّمَوَاتِ والأرضَ بِالحَقِّ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیهً لِلمُؤمِنِینَ»؛ (عنکبوت، ۴۴) «وَ مِن ءَایاتِهُ خَلقُ السَّمَوَاتِ وَ الأَرضِ وَ اختِلَفُ ألسِنَتِکُم وَ ألوَانِکُم إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیاتٍ لِلعالِمِینَ.»(روم، ۲۲) خداوند روییدن گیاهان را در زمین آیه ای از خود دانسته است: «أوَلَم یَرَوا إِلَی الأرضِ کَم أنبَتنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوجٍ کَریمٍ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً وَ مَا کَانَ أَکثَرُهُم مُّؤمِنِینَ»؛ (شعراء، ۸-۷) همچنین زندگی زنبور عسل و بهره گیری از شهد گلها برای تولید عسل مشتمل بر آیه و نشانه برای اهل تفکر تلقی شده است؛ «وَ مِن ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الأَعنابِ تَتَّخِذُونَ مِنهُ سَکَرًا وَ رِزقًا حَسَنًا إِنَّ فِی ذَلِکَ لآَیَهً لِّقَومٍ یَعقِلُونَ.» (نحل، ۶۷) لذا در جهان شناسی قرآن کریم، طبیعت و محیط زیست از مصادیق آیات الهی است. طبیعت تجلی گاه خداوند متعال است که انسان در جای جای آن حضور الهی را دریافت می کند؛ «…فَأینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ اللهِ…».(بقره، ۱۱۵) قرآن کریم از آسمان، ستارگان، خورشید، ماه، ابر، باران، جریان باد، حرکت کشتی ها در دریاها،گیاهان، حیوانات و بالاخره هر امر محسوسی که بشر در اطراف خود می بیند را به عنوان موضوعاتی که درباره ی آن باید اندیشید و تفکر کرد یاد می نماید؛ (مطهری، ۱۳۸۱، ج۲، ص۷۰) چنانکه انسان را به دقت و مطالعه در آسمان ها و زمین فرا می خواند: «قُلِ انظُرُوا مَاذَا فِی السَّماواتِ وَ الأرضِ…» (یونس، ۱۰۱) همچنین قرآن کریم سراسر خلقت را، آیات الهی و علائم و نشانه هایی برای کشف حقیقت می داند، قرآن از جهان خارج انسان به «آفاق» تعبیر می کند، «سَنُرِیهِم ءَایاتِنَا فِی الآفاقِ وَ فِی أنفُسِهِم حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُم أَنَّهُ الحَقُ…» (فصلت، ۵۳) که باید در آن اندیشید و تفکر نمود؛ «…وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلقِ السَّماوَتِ وَ الأرضِ…» (آل عمران، ۱۹۱) تا حقایق ، سنت ها و آیات الهی را در آن کشف کرد. از مهمترین حقایقی که با تفکر و اندیشه در طبیعت به دست می آید این است که طبیعت برای پیدایش و بقای موجودات زنده آفریده شده است، لذا حفظ تعادل اکولوژیک طبیعت، یک حق اصیل و اولی برای موجودات زنده است. طبیعت آیتی است که از سنت های الهی مانند حیات موجودات زنده و ضرورت بهره وری از آن در حفظ بقای آنها حکایت دارد؛ سنت هایی که می توان از آنها، حق حیات و حق تمتع از طبیعت را برای تمامی موجودات زنده از جمله انسان انتزاع نمود. لذا طبیعت آیه و نشانه ی محسوسی از قدرت و حکمت خداوندی است که در نظام تکوینی عادلانه خویش موجودات کوچک و بزرگ را از حیات برخوردار نموده است. این نظام تکوینی الهی امری مقدس تلقی می گردد که انسان ها باید تمامی فعالیت های خود را در روی زمین هماهنگ با آن به انجام برسانند. آلوده نمودن عناصر طبیعت چون آب، خاک، هوا و تخریب محیط زیست، تجاوز و تعدی به نظام تکوینی مقدس و آیه الهی است. ۲٫ ۴٫ خلافت در قرآن کریم، خداوند انسان را خلیفه ی خویش در زمین معرفی نموده است؛ «…إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأََرضِ خَلِیفَهَ…»(بقره، ۳۰) و سر آن را علم اسمائی دانسته است که به آدمیان آموخته است. «وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الأسمَاءَ کُلَّهَا…» (بقره، ۳۱) در تفسیر قمی در زمینه مراد از اسماء در آیه شریفه «وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الأسمَاءَ کُلَّهَا…» آمده است که امام (ع) فرمود: «اسامی کوه ها، دریاها، دواها، گیاهان و حیوانات است»(۳) (قمی، ۱۴۰۴، ج۱، ص۴۵) و مرحوم علامه طباطبایی در المیزان فی تفسیرالقرآن روایتی را به نقل از داوودبن سرحان عطار نقل می کند که اظهار داشت: محضر امام صادق (ع) بودم دستور داد سفره آوردند و ما غذا خوردیم، سپس دستور فرمود طشت و دست سنان (لگن ـ حوله) آنرا، آوردند.عرضه داشتم: فدایت شوم منظور از اسماء در آیه «و علم آدم الاسماء…» چیست؟ آیا همین طشت و دست سنان نیز از آن اسماء است؟ حضرت فرمود: دره ها و تنگه ها و بیابان ها از آن است و با دست خود اشاره به پستی ها و بلندی ها کرد». (طباطبایی، ۱۴۰۵، ج۱، ص۱۲۰) بنابراین خداوند با نهادینه سازی ظرفیت علمی برای انسان در سلطه بر طبیعت و زمین او را خلیفه ی خویش در آن قرار داده است تا به آبادانی و عمران آن همت گمارد؛ «…وَ استَعمَرکُم فِیهَا…» (هود، ۶۱) و او را به بهره گیری از مواهب و فضل خود در زمین فرا خوانده است. «…وَ ابتَغُوا مِن فَضلِ اللهِ…» (جمعه، ۱۰)، تا به اطراف و اکناف آن قدم بردارد و از روزی آن بهره جوید… «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرضَ ذَلُولاً فَامشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَ کُلُوا مِن رِّزقِهِ وَ إِلَیهِ النُّشُورُ» (ملک، ۱۵) انسان جانشین و خلیفه خداوند در استعمار،عمران و آبادنی زمین است ؛ جانشینی و خلافت ایجاب می نماید که او امانت زمین را به نیکویی حفظ نموده و آنرا از هر گونه تخریب و فساد مصون نگه دارد و با دانش و علم نسبت به بهره وری و عمران زمین بکوشد و فضای زیست محیطی موجودات دیگر را تضمین نماید و امکان بهره وری همه گانی و همیشگی را برای همه ی موجودات در زمین فراهم آورد. ذکر خداوند متعال و یادآوری خلافت و جانشینی او در زمین و درک محیط بودن آن ذات مقدس بر همه چیز، «…وَ کَانَ اللهُ بِکُلِ شَیءٍ مُحِیطًا» (نساء، ۱۲۶) رمز بهره وری از طبیعت با حفظ تعادل زیستی آن است. تنها انسان های عالم به سنت های حاکم بر طبیعت و پایبند به تعهدات خویش در خلافت، از آلوده سازی طبیعت و بهره وری نادرست از آن اجتناب می ورزند و تمامی همت خویش را در حفظ تعادل محیط زیست به کار می گیرند و همانگونه که خداوند حفیظ طبیعت و همه موجودات آن است، «…إِنَّ رَبِّی عَلَی کَلِّ شَیءٍ حَفِیظٌ» (هود، ۵۷) خلیفه ی او نیز باید منابع و مواهب طبیعی اعم از گیاهان، حیوانات و… را از نابودی، تخریب و تلف شدن حفظ نماید. به تعبیر دیگر زمین، آب، آسمان و همه ی طبیعت ودیعه ای الهی است که به دست انسان سپرده شده و برای استفاده ی متعادل از آنها پدید آمده اند. از این روی انسان مسئول حفظ طبیعت است. (نصر، ۱۳۸۲، ص۲۰۴) پیامبر اکرم (ص) بر حرمت نهادن بر زمین تأکید می ورزند و آنرا به منزله ی مادری که انسان از آن ارتزاق می نماید معرفی نموده اند که از اعمال نیک و بد انسان نیز خبر می دهد؛ «تحفّظوا من الأرض فانّها امّکم و إنّه لیس من احدٍ عاملٍ علیها خیراً أو شرّاً الا و هی مخبِره به». (نهج الفصاحه، ص۲۲۶) از جمله اموری که زمین از آن خبر خواهد داد کیفیت بهره وری و حفاظت انسان از عناصر و منابع آن است. قانونگذار قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با استفاده از آموزه های قرآن کریم و سنت نبی اکرم (ص) در اصل پنجاهم در زمینه ی حفظ محیط زیست مقرر نموده است: «در جمهوری اسلامی حفظ محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند وظیفه ی عمومی تلقی می گردد؛ از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است.» ۲٫ ۵٫ تسخیر بر اساس آموزه های قرآن کریم طبیعت در تسخیر انسان است. راغب اصفهانی در مفردات، تسخیر را به معنای حرکت دادن و راندن قهری به سوی هدف معین دانسته است.(راغب اصفهانی، ۱۳۷۶، ص۲۳۲) طبرسی نیز در مجمع البیان آنرا به رام کردن معنی کرده است. در قرآن کریم آیات فراوانی از تسخیر موجودات طبیعی برای انسان حکایت دارد، یعنی موجودات طبیعی برای هدف بهره وری انسان رام شده اند؛ چنانکه می فرماید: «خداوند نهرها را مسخر شما ساخت» (ابراهیم، ۳۲) و «کشتی را مسخر شما ساخت» (ابراهیم، ۳۳) و «شب و روز را برای شما تسخیر کرد» (نحل، ۱۲) «خورشید و ماه را مسخر شما ساخت» (ابراهیم، ۳۳) «دریا را به تسخیر شما درآورد تا از گوشت تازه آن استفاده کنید». (نحل، ۱۴) قرآن کریم در آیاتی بر تسخیر همه ی موجودات در زمین تأکید دارد: «آیا نمی بینی خداوند همه ی آنچه را روی زمین است مسخر شما گردانید» (حج، ۶۵) و در نهایت خداوند از تسخیر هر آنچه که در زمین و آسمان است برای انسان خبر می دهد: «خداوند آنچه در زمین و آسمان است مسخر شما ساخت»؛ (جاثیه،۱۳) «وَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّماوَتِ وَ مَا فِی الأرضِ جَمِیعاً مِّنهُ…». برخی از مفسران بر این باورند همه ی موجودات مسخر فرمان خدا در طریق سود انسان ها هستند، خواه مسخر فرمان انسان باشند یا نه و به این ترتیب «لام» در «لکم» به اصطلاح «لام» منفعت است. (ناصر مکارم شیرازی، ۱۳۶۲، ج۱۷، ص۶۴) برخی دیگر در ذیل آیه شریفه «ألم تَرَوا أن اللهَ سَخَّرَ لَُم مَا فِی السّماوات و ما فی الأرض…» بر این باورند که «لام» در «لکم» برای تعلیل غایی است، یعنی هدف از تسخیر، بهره وری انسان از آسمان ها و زمین است.(علامه طباطبایی، ۱۴۰۵، ج۱۶، ص۲۲۹) بنابراین اعم از اینکه «لام»، «لام» منفعت یا غایت بدانیم تسخیر طبیعت برای نوع انسان در طول حیات پیش بینی شده است لذا از واقعیتی مهم حقوقی حکایت دارد و آن اینکه استفاده از بهره وری از آسمان ها و زمین و موجودات آن حق همه انسان هاست و هر گونه تصرف و بهره وری از طبیعت نباید با حق بهره وری دیگری منافات داشته باشد. محیط زیست طبیعی در تسخیر آدمی است تا با تکیه به حق تسخیر از موجودات بهره ببرند ولی بهره گیری که موجب از بین رفتن گونه های مختلف موجودات زنده گردد و بشر آینده را از استفاده از آنها محروم کند، کفران نعمت الهی است و از مصادیق قطعی سوءاستفاده از حق، به شمار می آید. یکی از جلوه های تسخیر موجودات، آسمان ها و زمین برای انسان، تسخیر علمی آنهاست؛ یعنی آدمی از چنان ظرفیت و استعداد علمی برخوردار است که می تواند به سنت ها و قوانین حاکم بر موجودات طبیعی ونباتی و حیوانات علم پیدا کند، ضمن شناخت ویژگی های جمادی، نباتی و حیوانی آنها برای حفظ موجودیت هر یک تدبیر و نسبت به توسعه حیات موجودات زنده با روش های علمی اقدام نماید . اما متأسفانه بشر با سوءاستفاده از ظرفیت علمی خود با ساخت و به کارگیری بمب های اتمی و شیمیایی، به حیات زیستی و ساختمان آفرینشی موجودات زنده به شدت آسیب می رساند. این نحوه رفتار با موجودات زنده، با هدف تسخیر موجودات برای انسان منافات دارد؛ زیرا این ظرفیت علمی برای شکوفایی طبیعت و توسعه ی حداکثری آن پیش بینی شده است. امام علی (ع) به کار گیری استعداد تسخیرکنندگی را براساس پارسایی دانسته است که آدمی باید حقوق محل زیست و موجودات زنده ی آن را رعایت کند. «قال علی (ع): « اتقوا الله فی عباده و بلاده فانکم مسئولون حتّی عن البقاع و البهائم». (نهج البلاغه، خطبه ۱۶۶، ص ۳۸۲) قرآن کریم ضمن شناسایی حق تسخیر دریا، نهرها، خورشید، ماه، شب و روز برای انسان و یادآوری تکثر و تنوع نعمت های خویش که غیر قابل شمارش هستند ، انسان را موجودی ظلوم و کفّار یعنی ستمگر و ناسپاس معرفی نموده است: «وَءَاتاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصُوهَا إِنَّ الإِنَسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ» (ابراهیم، ۳۴) این توصیف از تجاوز انسان به منابع نعمت های طبیعی و استفاده ی نادرست استعداد تسخیر طبیعت و نادیده گرفتن سنت های الهی در تسخیر طبیعت حکایت دارد. بدون تردید تصرفی که ستمگرانه و ناسپاسانه باشد از مصادیق برجسته ی منکر تلقی می گردد: زیرا قرآن کریم برای واژه منکر چنان شمول و گستره ای قائل است که بر تجاوز و تعدی به نعمت طبیعت نیز صدق می نماید؛ همانگونه که برای واژه معروف چنان فراگیری قائل است که عمران و آبادانی زمین، حفظ و توسعه محیط زیست، از موارد و مصادیق آن به شمار می آید. بدیهی است امت و جامعه ی اسلامی که قرآن مهمترین مشخصه ی آنرا امر به معروف و نهی از منکر دانسته است، «کُنتُم خَیرَ أُمَّهٍ أُخرِجَت لِلنَّاس تَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ…» (آل عمران، ۱۱۰) با نهادینه سازی فرهنگ امر به حفظ محیط زیست و نهی از تخریب آن، پرچم دار نهضت حفظ محیط زیست و توسعه ی آن در سطح جهان خواهد بود و کارگزاران حکومت اسلامی نیز از اقتدار خویش در جهت توسعه معروف محیط زیست و مقابله با منکر تخریب آن بهره خواهد جُست. «الَّذِینَ إن مَّکَّنّاهُم فِی الأرضِ أقَامُوا الصَّلَوه وَ ءَاتَوُا الزََّکَوهَ وَ أمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلِه عاقِبَهُ الأُمُورِ».(حج، ۴۱) ۲٫ ۶٫ مالکیت مالکیت حقیقی همه ی موجودات آفرینش از جمله انسان و طبیعت از آن خداوند متعال است. «وَ لِلَهِ مُلکُ السَّماوات وَ الأرضِ وَ اللَهُ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» (آل عمران ، ۱۸۹) و «…لَّهُ مَا فِی السَّماوات وَ الأَرضِ کُلٌّ لَّهُ قانِتُونَ». (بقره، ۱۱۶) مالکیت حقیقی خداوند قابل واگذاری به انسان نیست. «… وَ لَم یَکُن لَّهُ شَریکٌ فِی المُلکِ…» (اسراء، ۱۱۱) لذا انسان نمی تواند نسبت به پدیده های طبیعی احساس مالکیتی حقیقتی نماید و هر گونه تصرف از جمله تصرف، زیانبار را در آن داشته باشد. آنچه که در اختیار انسان با مالکیت اعتباری قرار گرفته است در حقیقت امانت الهی است و انسان امانتدار، مملوک خداوند است. «ءَامِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أنفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُم مُّستَخلَفِینَ فِیِه…» (حدید، ۷) خداوند پس از آنکه انسان را بر جمیع مخلوقات خود برتری داد و کرامت بخشید او را خلیفه خود در زمین قرار داد، به همین اعتبار او را نسبت به تصرف کردن در اشیاء و موجودات مخلوق خود مأذون ساخت؛ لذا انسان به عنوان مالک غیرحقیقی مأذون، در حدود اذن خالق در محدوده ی احکام و مقررات وضع شده از ناحیه او حق تصرف دارد. بنابراین او نمی تواند تصرف ناروا در آن داشته باشد. تصرف ناروا همچون آلوده ساختن محیط زیست، ظلم است. انسان برای برقراری ارتباط با خود، دیگران و دیگر موجودات و اشیا باید مملوکیت خود و دیگر موجودات عالم را، نسبت به خدای سبحان در نظر داشته باشد و برای تحصیل اذن مالک مطلق عالم هستی، تلاش کند. اخذ اذن پروردگار، در گرو تبعیت از اوامر و نواهی اوست که توسط انبیا و رسولان الهی در قالب «دین» ارائه و تبیین شده است؛ (جوادی آملی، بی تا، ص۱۷۲) لذا تصرف در طبیعت و محیط زیست در چارچوب آموزه های اخلاقی و حقوقی دین مشروع و جایز می باشد. تصرفات زیانباری که به آفریدگان و نظام آفرینش آنها آسیب می رساند ظلم و در نتیجه حرام است و مرتکب آن مستوجب عقاب الهی است؛ زیرا خداوند ظلم نسبت به هیچ موجودی را بر نمی تابد؛ «…وَ مَا اللَّهُ یُرِیدُ ظُلمًا لّلعالمینَ».(آل عمران، ۱۰۸) ۲٫ ۷٫ نعمت طبیعت و آنچه در آن است از مصادیق نعمت های الهی برای بشر است ، «وَ مَابِکُم مِّن نِعمَهٍ فَمِنَ اللهِ». (نحل، ۵۳) خداوند نعمت را در اختیار انسان قرار داده است تا شکرگزار باشد یعنی از آن به نحو مطلوب استفاده نماید و در صورتی که از آن به نحو مطلوب استفاده نماید زیادت نعمت به شکل تداوم آن نعمت یا اختصاص نعمت دیگر به عنوان پاداش عملکرد صحیح در بهره وری از نعمت، بهره مند می گردد. «…لَئِن شَکَرتُم لأزِیدَنَّکُم…»؛ (ابراهیم، ۷) ولی اگر با بهره برداری خود، طبیعت و محیط زیست را آلوده و تخریب نماید، او نسبت به نعمت بزرگ طبیعت کفر ورزیده و مستحق عقاب دنیوی، محرومیت از این نعمت و موهبت الهی می شود. «…وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ»؛ (ابراهیم، ۷) محرومیت از نعمت های الهی در حقیقت ناشی از ویژگی های درونی مانند حرص و طمع ورزی و نادیده گرفتن سنت ها و پیمان های الهی است: «ذَلِکَ بِأنَّ اللَّهَ لَم یَکُ مُغَیِّرًا نِّعمَهً أنعَمَهَا عَلَی قَومٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأنفُسِهِم…»؛ ( انفال، ۵۳) لذا بحران محیط زیست ریشه در انسان ها یعنی بحران اخلاقی و درونی آنها و عملکرد نامشروع آنها نسبت به طبیعت و دیگر نعمت های الهی دارد؛ « فَکَفَرَت بِأنعُمِ اللَّهِ فَأذاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الجُوعِ وَ الخَوفِ بِمَا کَانُوا یَصنَعُونَ». (نحل، ۱۱۲) در مقابل رعایت حدود و سنت های الهی و پایبندی به اصول زیست محیطی و زیست انسانی بر پایه ی آموزه های آسمانی موجب شکوفایی و طراوت محیط زیست و امکان بهره مندی حداکثری از طبیعت می شود؛ چنانچه پایداری در مسیر مستقیم سبب بهره مندی از آب فراوان می شود: «وَ أَلَّوِ استَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَه لأَسقَیناهُم مَّأءَ غَدَقًا » (جن، ۱۶) و ایمان و عمل به دستورات الهی موجب برخورداری از نعمت های آسمانی و زمینی می شود. «وَ لَو أنَّهُم أقَامُوا التَّورات وَ الإِنجِیلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِهِم لأکَلُوا مِن فَوقِهِم وَ مِن تَحتِ أرجُلِهِم».(مائده، ۶۶) از آیات شریفه استفاده می شود که بین مناسبات انسانی و محیط زیست طبیعی رابطه و نسبت مستقیم برقرار است. همانگونه که مناسبات ناپسند انسان ها موجب ظهور فساد در بر و بحر می شود. «ظَهَرَ الفَسَادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِمَا کَسَبَت أیدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ» (روم، ۴۱) و مناسبات اخلاقی انسان ها موجب گشایش درهای برکات آسمان و زمین به روی آنان می گردد؛ «وَ لَو أنَّ أهلَ القُرَی ءَامَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنَا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الأرض». (اعراف، ۹۶) لذا آموزه هایی که مشتمل بر رعایت اصول اخلاقی در مناسبات انسانی است نتایج ارزشمندی برای شکوفایی و توسعه ی محیط زیست طبیعی به همراه خواهد داشت. علاوه بر آن در متون دینی برای توسعه بخشیدن عناصر طبیعت، ثواب و پاداش مقرر شده است. چنانکه از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرمود: «من سقی طلحه أو سدره فکأنّما سقی مؤمناً من ظلمأ». (علامه مجلسی، ۱۴۰۳، ج۹، ص۲۱۲، ح۸۶) یعنی آبیاری درخت مانند سیراب کردن مؤمن تشنه، دارای ثواب و پاداش ا ست و ثواب درختکاری، جاری ساختن نهر، کندن چاه برای عمران آبادانی در کنار تعلیم دانش، ساختن مسجد و توریث قرآن و به جای گذاشتن فرزندی که برای انسان، بعد از مرگش، استغفار کند، بعد از موت به انسان بازگشت می نماید. (نهج الفصاحه، ج۱، ص۴۹۷) توسعه فضای سبز، صدقه جاریه برای غارس درخت به شمار آمده.(نهج الفصاحه، ج۲، ص۵۶۳) در برخی روایات زندگی بدون هوای پاک و تمیز، آب فراوان و گوارا، زمین حاصل خیز و قابل کشت و زرع، زندگی ناگوار به شمار آمده است. (علامه مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۵، ص۲۳۴) در بعضی روایات آمده است «اگر قیامت برپا شود و در دست فردی نهالی باشد باید آنرا بکارد. (میرزا حسین نوری، ۱۴۰۸، ج۱۳، ص۴۶۰) و ده ها گزاره ی ایجابی دیگر، که بر ضرورت حفظ محیط زیست و توسعه آن دلالت دارد، علاوه بر گزاره های اثباتی، گزاره های سلبی نیز در متون روایی مشاهده می شود که از آنها ممنوعیت تعدی و تجاوز به محیط زیست استظهار می شود؛ چنانکه از رسول اکرم (ص) نقل است که فرمودند: «درختان را قطع نکنید که خداوند بر شما عذاب می فرستد». (حر عاملی، بی تا، ج۱۹، ص۳۹، کتاب المزارعه، باب ۷، ح۱) از مجموع گزاره های سلبی و ایجابی حداقل بایدها و نبایدهای ارشادی و اخلاقی یا احکام تکلیفی استحباب و کراهت استظهار می شود. قرآن کریم در برخی از آموزه های خود باید و نباید را در کنار هم مطرح نموده و به بهره مندی از محصول طبیعت امر نموده است و از عدم تعادل در مصرف آن نهی فرموده و اسراف را عامل از دست دادن محبت خداوند دانسته است. «…وَ کُلُوا وَ اشرَبُوا وَ لا تُسرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ المُسرِفِینَ»، (اعراف، ۳۱) و مسرفان را از اهل آتش جهنم معرف نموده است «… و أنّالمسرفین هُم أصحابُ النَّارِ.» (مؤمن، ۴۳) با تأمل در این دسته از آیات می توان قواعد الزامی و حقوقی و احکام تکلیفی حرمت تخریب طبیعت و استفاده ناروای از آن وجوب حفظ محیط زیست را به دست آورد. BR>
BR>
منابع طبیعی به عنوان ثروت هر جامعه و امانتی برای آیندگان است،

منابع طبیعی به عنوان ثروت هر جامعه و امانتی برای آیندگان است، کسانی که از این ثروت و هدیه الهی استفاده می­کننند موظفند از آن به­طور صحیح بهره­بردرای نموده، آباد و سرسبز به نسل بعد از خود تحویل نمایند، زیرا امروزه کارشناسان و متخصصین امر، منابع طبیعی را بستر حیات کلیه موجودات زنده و سرسبزی و آبادانی آن را نشانه پیشرفت علمی و فرهنگی جوامع و زمینه ساز توسعه پایدار می­دانند زکات علم در نشر آن است. امام علی (ع) منابع طبیعی به عنوان ثروت هر جامعه و امانتی برای آیندگان است، کسانی که از این ثروت و هدیه الهی استفاده می­کننند موظفند از آن به­طور صحیح بهره­بردرای نموده، آباد و سرسبز به نسل بعد از خود تحویل نمایند، زیرا امروزه کارشناسان و متخصصین امر، منابع طبیعی را بستر حیات کلیه موجودات زنده و سرسبزی و آبادانی آن را نشانه پیشرفت علمی و فرهنگی جوامع و زمینه ساز توسعه پایدار می­دانند. و اما منابع طبیعی چیست؟ به­طور کلی منابع طبیعی به پدیده­هایی گفته می­شود که در کره زمین وجود داشته و انسان در ایجاد آن هیچ­گونه دخالتی نداشته است. این منابع را به دو دسته تقسیم می­نمایند. 1- منابع طبیعی تجدید ناشونده منابع طبیعی تجدید ناشونده منابعی هستد که خداوند در دسترس انسانها قرار داده تا از آن استفاده کند، این منابع هر قدر هم زیاد باشند، اگر از آنها برداشت شود کاهش یافته و روزی به پایان خواهند رسید و قابل تجدید هم نخواهند بود. مانند معادن نفت و گاز و ... که به علت اتمام­÷ذیری به منابع طبیعی تجدید ناشونده معروف شده­اند. 2- این منابع طبیعی تجدید شونده این منابع نیز از نعمتهای بزرگ الهی می­باشند که در طبیعت وجود داشته و در صورت استفاده صحیح و بهره­برداری درست هیگاه به اتمام نخواهند رسید مثل: آب، هوا و گیاهان سبز (جنگلها و مراتع) از مهمترین منابع طبیعی تجدید شونده، گیاهان موجود در جنگلها و مراتع است که اگر مورد بی­مهری اسنان قرار نگیرند و انسانها مینه تضعیف و یا نابودی آنها را فراهم نکننده هیچگاه به اتمام نمی­رسند. گیاهان سبز جزء بزرگترین موجودات زنده کره زمین می­باشند و با قدرت زادآوری و تکثیری که دارند اگر درست بهره­برداری شوند توسعه اقتصادی جامعه را به ارمغان خواهند آورد. گیاهان سبز کم و بیش در تمام نقاط زمین پراکنده­اند و تراکم آنها به تناسب شرایط اقلیمی (از قبیل دما، بارندگی و ...) نوع خاک و شرایط جغرافیایی متفاوت است. درمناطقی که شرایط رشد برای این گیاهان مهیا بوده و به صورت درختان و درختچه­های متراکم خودنمایی نمایند این مناطق را (جنگل) می­نامند. محلهایی که به شکل بوته­ها و علفهای متوع یک ساله و چند ساله با گلهای رنگارنگ جلوه­گری نمایند مرتع محسوب می­شوند. مناطقی که در طول شبانه روز دارای نوسانات دمایی زیاد، تبخیر و تعرق بیشتر،بارندگ کمتر و گیاهان مقاومتر باشند بیابان نام دارند. در استان مرکزی با توجه به میزان بارندگی و شرایط آب وهوایی 25 هزار هکتار جنگل، 440 هزار هکتار بیابان، 50 هزار هکتار کویر و 1425000 هکتار مرتع وجود دارد. اهیمت و فواید منابعطبیعی تجدید شونده (جنگلها و مراتع) جنگلها و مراتع از مهمترین و با ارزشترین منابع طبیعی بوده و نقش اساسی در تأمین نیازمندیهای انسن (اکسیژن، آب، مواد غذایی، دارویی و ...) دارند. تا چند دهه قبل ارزش این منابع طبیعی تجدید شونده با معیار منافع آنی و کوتاه مدت سنجیده می­شد در ورتی که با بروز مشکلات و عضلاتی درباره وضعیت محیط زیست مانند گرم شدن کره زمین، وجود سیلابهای مخرب و ... تغییراتی در ارزش­گذاری منابع طبیعی تجدید شونده به وجود آمد. ارزش جنگلها و مراتع و منافع حاصل از آن آنقدر زیاد است که ذکر همه آنها فرصت و زمان زیادی ار می­طلبد اما به طور کلی می­توان این اثرات و فواید را به دو بخش مستقیم و غیرمستقیم تقسیم نمود. 1- اثرات مستقیم جنگلها و مراتع تولید چوب: همانگونه که می­دانیم چوب در تأمین نیازهای زندگی ما نقش زیادی دارد کاغذ، قلم، مبلمان، درب و پنجره و ... از جمله ملزوماتی هستند که امروز اتکای شدید به چوب دارند. حفظ و تولید خاک: جنگلها و مراتع با پوشش گیاهی خود نقش زیادی در حفظ خاک و نگهداری آن دارند و هرجا که این پوشش گیاهی مطلوب باشد فرسایش خاک به وسیله باد و آب کمتر اتفاق می­افتد و از طرف دیگر گیاهان باعث می­شوند به مرور زمان سنگها تجزیه شده و به خاک تبدیل شوند و خود نیز حاصلخیزی خاک را افزایش دهند. تولدی علوفه: انواع مختلف دام مثل گاو، گوسفند، بز، شتر و ... برای مدتی از سال یا در طول سال از گیاهان به ویژه در اراضی مرتعی استفاه می­کنند. تولید فرآورده­های صنعتی و دارویی: بسیاری از گیاهان موجود در مراتع خاصیت دارویی دارند که برخی از آنها در صنعت نیز مورد استفاده قرا می­گیرند. از زمانهای قدیم از گیاهان دارویی در شهرها و روستاها استفاده می­شده و اکنون نیز استفاده از این گیاهان افزایش یافته است که البته این استفاده بی­رویه باعث از بین رفتن بسیاری از این گیاهان می­شود. تغذیه آبهای زیرزمینی: از اثرات مهم جنلها و مراتع نگهداری آب است. مناطقی که سیلاب جاری می­شود علاوه بر تخریب مزارع، مناطق مسکونی و ... باعث پر شدن مخازن سدهای کشور از رسوبات می­گردد. اگر جنگلها و مراتع از پوشش گیاهای خوبی برخوردار باشند آب حاصل از بارندگی در زمین نفوذ کرده و موجب تغذیه آبهای زیرزمینی و پرآب شدن چشمه­سارها و قنوات شده و از بروز سیلاب و تخریب جلوگیر می­کند. تولید اکسژن و تلطیف هوا: گیاهان سبز با فعل و انفعالاتی که در درون برگهای خود انجام می­دهند اگسیژن مورد نیاز ما را برای تنفس، تولدی نموده و علاوه بر این، آلودگی هواو سر و صدای محیط را کاهش داده و محیطی فرحبخش را فراهم می­نمایند. 2- اثرات غیرمستقیم جنگلها و مراتع سیل: همه ساله وقوع سیلابهای سنگین و مخرب موجب نابودی مناطق مسکونی، مزارع، راهها، تأسیسات زیربنایی و ... گردیده علاوه بر خساراتجانی، میلیاردها ریال زاینهای مالی به بار می­آورد، که به طور قطع توسعه و تقویت پوشش گیاهی می­تواند از بروز بسیاری از این خسارات جلوگیری به عمل آورد. ارزشهای تفرجگاهی: از جمله ارزشهای منابع طبیعی تجدید شونده ایجاد امکاناتی جهت گذراندن اوقات فراغت و محیط­های تفرجگاهی است.یکی از جاذبه­های توریستی داخلیو خارجی درهر کشور منابع طبیعی است. گذراندن اوقات فراغت در دامان طبیعت راهی برای سلامتی روح و روان انسان است. حفظ گونه­های جانوری و حیات وحش: امروزه گونه­های جانوری (و همچنین گیاهی) به منزله میراث گرانبهای بشری تلقی می­شود که با از بین رفتن این­گونه­ها، انسان یکی از ارزشمندترین ثروتهای خدادادی را از دست خواهد داد. منابع طبیعی (جنگلها و مراتع) بهترین زیستگاههای جانوران وحشی است که اگر این زیستگاهها تضعیف شوند تعادل اکولوژیکی منطقه، به هم خورده و در نهایت این انسان است که متحمل زیانهای جبران­ناپذیری خواهد شد. آنچه که گفته شد جزئی از اثرات مستقیم و غیرمستقیم جنگلها و مراتع است که به طور آشکار و محسوس جوامع انسانی از ثمرات آن بهره­مند می­شوند. ده­ها اثرات غیرمحسوسدیگر از گیاهان عاید انسان می­گردد که تا کنون ناگفته و یا ناشناخته مانده است. به­طور کلی دانشمندان معتقدند ارزشهای زیست­محیطی جنگلها و مراتع(تولید اکسیژن، حفظ آب و خاک، تلطیف هوا، حفظ گونه­های گیاهی و جانوری و ...) بیش از 75 درصد، تولید علوفه و چوب تنها 25 درصد ارزش این منابع می­باشد. عوامل تخریب منابع طبیعی: علیرغم اثراتی که این نعمتهای خدادادی دارند، اکنون به شدت در معرض تخریب و نابودی قرار گرفته و مهمترین عامل این تخریب انسان می­باشد. اکنون تعدای از عوامل تخریب این منابع عنوان می­گردد. - بهره­برداری از عوامل تخریب این منابع عنوان می­گردد. - تبدیل اراضی مرتعی و جنگلی به اراضی کشاورزی و غیرکشاورزی. - تعداد زیاد دامها در مراتع بیش از ظرفیت آنها (عدم رعایت ظرفیت مراتع). - بوته­کنی و قطع درختان برای سوخت. - آتش­سوزی در مراتع با توجه به اهمیت جنلها و مراتع و عوامل انسانی که موجب تخریب آنها می­وند، کارشناسان اصولی، را برای جلوگیری از تخریب منابع طبیعی توصیه می­کنند: روشهای حفاظت، اصلاح و احیای مراتع: - حفظ وضع موجود در مراتع و جلوگیری از شخم و شیار و تصرف اراضی منابع طبیعی. - رعایت ظرفیت چرای دام نسبت به تولید علوفه در مراتع. - رعایت فصل چرا. - -قرق کردن مراتع (تقسیم بندی سطح مرتع و جلوگیری از ورود دام تا ردش کامل و بذرافشانی گیاه به منظور تجدید حیات آن) - بوته کاری، کودپاشی و بذرپاشی در مراتع - انجام عملیات آبخیزداری درسطح مراتع - جلوگیری از آتش­سوزی در مراتع BR>
BR>
وضعيت هوا  |   پيش بيني  |   آمار و اطلاعات  |   ايستگاه ها  |   اقليم استان  |   تحقيقات  |   رويدادها  |   درباره ما  |   ارتباط با ما  |   بخش انگليسي
توسعه ارتباطات زاگرس